اندر گردانیدن

مترادف‌ها

چرخاندن، برگرداندن

لغت نامه دهخدا

اندر گردانیدن. [ اَ دَ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) پیچیدن. ( یادداشت مؤلف ): ازاری گرد سر اندر گردانید. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و رجوع به گردانیدن شود.

فرهنگ فارسی

پیچیدن

کلمات مرتبط