انبعاج

لغت نامه دهخدا

انبعاج. [ اِم ْ ب ِ ] ( ع مص ) انبعاج سحاب؛ واشدن ابر و بازماندن باران. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || شکافته شدن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( آنندراج ). شکافته شدن ابر. ( ناظم الاطباء ). || انبعج علی بالکلام؛ تَدَفَّق َ. ( اقرب الموارد ).

برین یعنی چه؟
برین یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز