امروء تصویر معنی امروء مترادفها مرد، انسان متضادها زن لغت نامه دهخدا امروء. [ اُ ] ( ع اِ ) زن. ( از اقرب الموارد ). رجوع به امراءة شود. کلمات مرتبط انسانه اواخی دبسیه مروء گزارش محتوای نامناسب