مروء
مترادفها
جوانمردی، شرافت، مردانگی، بزرگواری
متضادها
بیمروتی، بیشرمی، پستی، بیغیرتی
لغت نامه دهخدا
مروء. [ م ُ ] ( ع اِ ) ج ِ مَری ٔ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مری شود.
جمله سازی با مروء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حفظ مروء و بزرگواری در برخورد با دیگران، نشانه اصلی شخصیت انسانی است که باید در تمام شئون زندگی اجتماعی رعایت شود.
💡 او با رعایت مروء و پرهیز از کلمات تند، توانست در میان جمعیتی که با خشم صحبت میکردند، آرامش و وقار خود را حفظ کند.
💡 در فرهنگهای اصیل، مروء به معنای انجام کارهای نیک و پرهیز از کارهای پست است که باعث ارتقای جایگاه اخلاقی فرد در جامعه میشود.