اقطف

مترادف‌ها

چیدن، برداشتن

لغت نامه دهخدا

اقطف. [ اَ طَ ] ( ع ن تف ) نیک برنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). در مثل گویند: اقطف من ذرة، اقطف من حلمة، اقطف من ارنب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).فلان از مورچه و خرگوش بهتر میبرد. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران