اقتدارگریختی
اقتدارگریختی به معنای گریز از اقتدار یا فرار از قدرت است و به مفاهیمی اشاره دارد که به عدم پذیرش قدرتهای حکومتی و اقتدار مربوط میشود. این واژه به خصوص در زمینههای جامعهشناسی، علوم سیاسی و روابط بینالملل به کار میرود و به شرایط یا نظریههایی اشاره دارد که در آنها افراد یا گروهها به دلیل عدم رضایت از اقتدار حکومتها، تلاش میکنند از آنها دوری جسته و به نوعی بینظمی یا بیقانونی روی بیاورند.
این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که در آن هیچگونه اقتدار یا قدرت مرکزی وجود ندارد و افراد یا گروهها به صورت مستقل و بدون پیروی از قوانین یا ساختارهای حکومتی عمل میکنند. در این وضعیت، نظم اجتماعی میتواند به هم بریزد و به بینظمی منجر شود و در نتیجه، افراد ممکن است به طور خودسرانه عمل کنند.
این نظریه به طور خاص به عقاید و جنبشهایی اشاره دارد که به دنبال حذف یا تضعیف قدرتهای حکومتی هستند. آنارشیسم مخالف هرگونه اقتدار حکومتی است و بر آزادی فردی و خودگردانی تأکید دارد.
مترادفها
استبداد، قدرتطلبی
فرهنگستان زبان و ادب
{anarchic/ anarchical} [جامعه شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] مربوط به اقتدارگریزی
ویکی واژه
مربوط به اقتدارگریزی.
جمله سازی با اقتدارگریختی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سازمانهای مدرن و پیشرفته، مدیریت از طریق اقتدارگریختی و دستور دادن مستقیم، دیگر کارایی لازم را برای حفظ انگیزه کارکنان و خلاقیت آنها ندارد.
💡 برخورد با اقتدارگریختی در روابط بینالمللی و سیاستهای خارجی، میتواند منجر به تنشهای سیاسی و ایجاد شکافهای عمیق میان کشورهای همسایه و متحد شود.
💡 روانشناسان معتقد هستند که اقتدارگریختی بیش از حد والدین در فرآیند تربیت فرزندان، ممکن است باعث ایجاد شخصیتهای گوشهگیر یا بسیار سرکش در آنها شود.