افطارانه
مترادفها
افطار، وعده افطار
لغت نامه دهخدا
افطارانه. [ اِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) آنچه گاه شکستن روزه خورند پیش از شام. آنچه در اول گشادن روزه خورند از طعام. افطاری. || نقد یا طعامی که به فقرا و طلاب علوم دینی و غیره در رمضان دهند. نقدی که به علما و زهاد و دیگر ارباب استحقاق بخش کردندی از جانب شاهان و امراء. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با افطارانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ماه مبارک رمضان، بسیاری از خیریهها برنامههای منظمی برای توزیع افطارانه میان نیازمندان و خانوادههای بیبضاعت در سراسر شهر برگزار میکنند.
💡 شرکت ما تصمیم گرفته است در پایان ساعت کاری روزهای جمعه، یک وعده افطارانه مجلل برای تمامی کارکنان بخش تولید و دفتر فراهم کند.
💡 برگزاری مراسم افطارانه در حیاط مسجد محله، فرصتی عالی برای تقویت پیوندهای اجتماعی و آشنایی بیشتر با همسایگان در فضای صمیمی فراهم میآورد.