افساییدن

لغت نامه دهخدا

افساییدن. [ اَ دَ ] ( مص ) رام کردن. افسون کردن. غلبه کردن خصوصاً در سحر و جادو. ( ناظم الاطباء ). بافسون تسخیر و رام کردن چنانکه درپری افسای و مارافسای. ( یادداشت مؤلف ):
چون بیفسایدم چو مار غمی
بر دل من چو مار بگمارد.مسعودسعد.و رجوع به افسائیدن و افسای و افسا شود.

فرهنگ معین

(اَ دَ ) (مص م. ) ۱ - رام کردن، مسخّر داشتن. ۲ - جادو کردن.

فرهنگ عمید

۱. = افسون
۲. رام کردن.

ویکی واژه

رام کردن، مسخّر داشتن.
جادو کردن.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز