ابریشم تابی
لغت نامه دهخدا
ابریشم تابی. [ اَ ش َ ] ( حامص مرکب ) عمل ابریشم تاب. || ( اِ مرکب ) دکان یا کارگاه ابریشم تاب.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - عمل ابریشم تاب ۲ - پیش. ابریشم تاب ۳ - دکان یا کارگاه ابریشم تاب.
جمله سازی با ابریشم تابی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کنون زاهد که با رندان نشستی ترک تقوا کن که تار سبحهات ابریشم ساز است میدانم
💡 شهر صفیآباد یکی از شهرهای کهن و داری پیشینه غنی است. این شهر با توجه به موقعیت قرارگیری در جاده ابریشم و از سویی داشتن منابع طبیعی قوی دارای جاذبههای فرهنگی -تاریخی و طبیعی است.
💡 من از آن نقش ابریشم که چنگی داشت دانستم که از سر خلعت تشریف بیرون آورد ما را
💡 بازدید کنندگان میتوانند از آزمایشگاههای تکثیر پروانه و مرحلههای آن از جمله تخمها، کرم ابریشم، و شفیره دیدن کنند.
💡 در گذشته باغ سرهنگ و مزارع و باغهای دیگر در این محله وجود داشتند که اکثر آنها امروزه به خانه و کارخانه تبدیل شده اند. کوی های صنت، شرکت تهران پرند و کارخانه ابریشم در محله قرار دارند.
💡 ماه نو چون حلقهٔ ابریشم و شب موی چنگ موی و ابریشم بهم چون عود و شکر ساختند