ابریشم تاب

لغت نامه دهخدا

ابریشم تاب. [ اَ ش َ ] ( نف مرکب ) آنکه تارهای پیله بهم کند و خیط و رشته سازد.

فرهنگ عمید

کسی که تارهای پیله را به هم می تابد و ابریشم درست می کند، ابریشم گر.

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) آنکه تارهای پیله بهم کند و خیط و رشته سازد.

جمله سازی با ابریشم تاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی‌خراش سینه زلف بی‌گره دان ناله را پیچ و تابی چند در ابریشم ساز افکنیم

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز