لغت نامه دهخدا
اسهار. [ اِ ] ( ع مص ) بیدار داشتن. ( منتهی الارب ). بیدار گردانیدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). بیدار کردن. بی خواب کردن. تأریق.
اسهار. [ اِ ] ( ع مص ) بیدار داشتن. ( منتهی الارب ). بیدار گردانیدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). بیدار کردن. بی خواب کردن. تأریق.