استیعال

مترادف‌ها

فراگیری، درک، احاطه

متضادها

طرد، استثنا

لغت نامه دهخدا

استیعال. [ اِ ] ( ع مص ) پناه بردن بکسی: استوعل الیه. ( منتهی الارب ). || بر کوه شدن وَعْل. بر کوه رفتن بز کوهی. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط