واژه «استقفاف» مصدرى عربی است که در متون لغوی و فرهنگهای کهن فارسی و عربی به حالت و فرایندی مربوط به پیری و آثار جسمانی ناشی از آن اشاره دارد. این واژه در لغتنامه دهخدا، منتهیالارب و برخی منابع قدیمی با معنای «درترنجیدن و خشک شدن از پیری» آمده است و به وضعیتی گفته میشود که بدن انسان بر اثر افزایش سن، شادابی و طراوت جوانی خود را از دست میدهد. استقفاف همچنین به جمع شدن پوست، کاهش انعطاف اندامها و پدید آمدن آثار کهنسالی در ظاهر فرد اشاره دارد. در برخی منابع، این واژه به معنای «واهم آمدن پیر» یا «فراهم آمدن پیر» نیز ذکر شده است که مقصود از آن خمیده شدن قامت، جمع شدن اندامها و کاهش توان جسمی در دوران سالمندی است. این اصطلاح بیشتر جنبه توصیفی دارد و برای بیان دگرگونیهای طبیعی بدن در نتیجه گذشت زمان و فرسودگی ناشی از افزایش سن به کار میرود. در متون ادبی و لغوی قدیم، استقفاف از جمله واژگانی است که برای ترسیم آثار ظاهری و جسمانی پیری مورد استفاده قرار گرفته است. کاربرد این واژه نشاندهنده توجه نویسندگان و لغتپردازان گذشته به مراحل مختلف زندگی انسان و تغییرات مرتبط با آن است. از نظر معنایی، استقفاف تنها به سالخوردگی اشاره نمیکند، بلکه بر پیامدهای جسمی و ظاهری این دوره از زندگی نیز دلالت دارد. امروزه این واژه در زبان فارسی کاربرد رایجی ندارد و بیشتر در متون کهن، فرهنگهای لغت و پژوهشهای ادبی و زبانشناختی دیده میشود.
استقفاف
لغت نامه دهخدا
استقفاف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) درترنجیدن و خشک شدن از پیری. ( منتهی الارب ). واهم آمدن پیر. ( تاج المصادر بیهقی ). فراهم آمدن پیر.