لغت نامه دهخدا
ارگجه. [ اَ گ َ ج َ ] ( هندی، اِ )خوشبوئی است مرکب که از صندل و گلاب و کافور و مشک وعنبر و روغن سمن سازند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). وصاحب آنندراج گوید: نعمت خان عالی راست:
بیخودی تنگ در آغوش کشیده ست مرا
آن قبا تا بر دوش ارگجه پوش آمده است.
مخفی نماند که مجموع ( ( قبا تا بر دوش ارگجه پوش ) ) که اسم محبوب است با ماقبل خود مبتدا، و ( ( آمده است ) ) خبر این مبتدا ( ؟ ) - انتهی.