لغت نامه دهخدا
اخصاف. [ اِ ] ( ع مص ) شتافتن. سرعت کردن. || خَصف ِ وَرَق بر تن، یعنی بر هم نهادن و چسبانیدن برگها را یکان یکان بر بدن تا عورت بنظر نیاید. اختصاف.
اخصاف. [ اِ ] ( ع مص ) شتافتن. سرعت کردن. || خَصف ِ وَرَق بر تن، یعنی بر هم نهادن و چسبانیدن برگها را یکان یکان بر بدن تا عورت بنظر نیاید. اختصاف.