[ویکی فقه] معارضه بالغیر، معارضه با دلیل مستدل، از طریق دلیل غیر مشابه با دلیل او می باشد. معارضه بالغیر، مقابل معارضه بالمثل است. هرگاه در معارضه، دلیل معترض نه عین دلیل مستدل باشد و نه در شکل و هیئت همانند آن، به آن معارضه بالغیر می گویند.در کتاب « التعریفات » آمده است:«... و دلیل المعارض ان کان عین دلیل المعلل یسمی قلباً والا فان کانت صورته کصورته یسمی معارضة بالمثل والا فمعارضة بالغیر...».
جمله سازی با معارضه بالغیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و نوع دوم نيز چنين است، جز اينكه قوه و هم فطرتا شيطنت دارد، و اغواى شيطان را مىپذيرد و با عقل در مقاصد برهانى ايمانى وى به معارضه برمى خيزد، از اين رو نيازمندبه تاءييد جديد اخروى از سوى خدا دارد تا آن را مقهور سازد و بر آن غالب آيد وتاريكيهاى آن را دور سازد.
💡 خدايا! تو آنى كه از آنچه مى كنى، پرسيده نمى شوى، و هيچ كس را نمى رسد كه برآنچه مى كنى، انگشت اعتراض نهد، يا در قدرت و سلطنت با تو معارضه كند، تو آنتواناى بخشنده اى كه نه تواناييت را حد و مرزى است و نه بخششت را كران و كناره اى،پس خدايا! با قدرتت شايستگى ام بخشش و با بخششت كامروايم گردان ! اى بخشندهترين همه بخشندگان !
💡 يكى ديگر اين است كه تورات سخنى از ايمان آوردن ساحران به ميان نياورده، كه وقتىعصاهاى خود را افكندند، و به صورت مارها درآوردند، و عصاى موسى همه آنها را بلعيد،چه كردند، و چه گفتند، بلكه مى گويد كه ساحران همچنان نزد فرعون بودند، و باموسى معارضه كردند، و در مقابل دو معجزه موسى، يعنى معجزه خون و قورباغه، سحرخود را به كار زدند.
💡 مى گوييم: مگر وحى منزل داريد كه خلافت بايد سىسال باشد تا اين روايات را نتوانيد هضم كنيد و به سبب معارضه آن با وحى، حكم بهسقوطش بنماييد. وقتى هر دو از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آلهنقل شده اند، در مقام تعارض، آنكه بيشتر باعقل و نقل سازگار هست، مى ماند و آنكه مخالفعقل و نقل است، سقوط مى كند.