خنده زنان

لغت نامه دهخدا

خنده زنان. [ خ َ دَ / دِ زَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال خندیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
جام ز عشق لبش خنده زنان شد چو گل
وز لب خندان او بلبله بگریست زار.خاقانی.خنده زنان چو زنگیان ابر ز روی اغبری.خاقانی.خنده زنان از کمرش لعل ناب.نظامی.تو خنده زنان چو شمع و خلقی
پروانه صفت در احتراقت.سعدی.گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو
زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست.حافظ.|| مسخره کنان. تمسخرکنان.

جمله سازی با خنده زنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او خنده زنان چون گل و چون ابر مرا با گریه بهم ناله و سوز جگرست

💡 خلقی به عیش خنده زنان در چمن چو گل جامی چو لاله غرقه به خون جگر هنوز

💡 چون گل از پوست برون خنده زنان می آید هر که چون غنچه به صاحب نفسی می سازد

💡 لب خنده زنان زهر سر تیغ کنم نوش زهری که به صد مهرهٔ ارقم نفروشم

💡 گفتمش در ره جانانه چو باید کردن زیر لب خنده زنان گفت که جان افشانی

💡 یکره چو غنچه خنده زنان بین بسوی ما باشد که بشکفد گل دولت بروی ما

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز