لغت نامه دهخدا
روباه رزک. [ رَزَ ] ( اِ مرکب ) عنب الثعلب. ( مفاتیح العلوم ). روباه تربک. روباه رزه. رجوع به روباه تربک و روباه رزه شود.
روباه رزک. [ رَزَ ] ( اِ مرکب ) عنب الثعلب. ( مفاتیح العلوم ). روباه تربک. روباه رزه. رجوع به روباه تربک و روباه رزه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آهو از صدق اگر شود آگاه شیر گیرد به کمترین روباه
💡 بروز رزم اگر شیر آیدش پیش بسی عاجز تر از روباه باشد
💡 همی شیری کنی در کشور ماه ازو رفته زبون داردت روباه
💡 ور زمانه بی سلاح نصرتش جنگ جوید شیر او روباه باد
💡 چو نام دل شنید از دور روباه جهان برچشمِ او شد تیره آنگاه
💡 به تلبیس آن توانی خورد ازین راه کزان طبل دریده خورد روباه