رزق مملوک

لغت نامه دهخدا

رزق مملوک. [ رِ ق ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) یکی از رزق های چهارگانه در عرف مشایخ، و آن آن است که ذخیره شخص باشد از درم و جامه و اسباب دیگر. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به رزق و رزق مقسوم و رزق موعود و رزق مضمون شود.

فرهنگ فارسی

یکی از رزق های چهار گانه در عرف مشایخ و آن آنست که ذخیره شخص باشد از درم و جامه و اسباب دیگر.

جمله سازی با رزق مملوک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تُرک‌ها و تاتارها همچنین در دوره سلطنت مملوک با اعمال اقتدار سیاسی و نظامی بر بخشی از مصر حکومت کردند.

💡 گشته چه عبد مملوک لایقدر علی شیء ره آنچنان به غربت گردیده تنگ بروی

💡 گفت: سه چیز است، این که آنچه خداوند به وی بخشیده است، مملوک خود نداند، چرا که بنده را نرسد که مالک بود.

💡 او در قونیه و سپس در قاهره که پایتخت سلطنت مملوک مصر بود به تحصیل الهیات پرداخت.

💡 ملک از تو و حکم از تو نصب از تو و عزل از تو در ملک تویی سلطان مملوک تو سلطان‌ها

💡 و از زینت‌آلات تعداد زیادی دستبند و خلخال شیشه‌ای از هر دو دورهٔ مملوک و عثمانی