لغت نامه دهخدا
مدواس. [ م ِدْ ] ( ع اِ ) چوب خرمن کوب. ( منتهی الارب ). مدوس. ( اقرب الموارد ).رجوع به مِدوَس شود. || آلتی که بدان زنگ می زدایند. مدوس. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مدوس شود.
مدواس. [ م ِدْ ] ( ع اِ ) چوب خرمن کوب. ( منتهی الارب ). مدوس. ( اقرب الموارد ).رجوع به مِدوَس شود. || آلتی که بدان زنگ می زدایند. مدوس. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مدوس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 والنتین مدواس (فرانسوی: Valentin Madouas؛ زادهٔ ۱۲ ژوئیهٔ ۱۹۹۶) دوچرخهسوار جاده اهل فرانسه است.