خرما الو

لغت نامه دهخدا

( خرماآلو ) خرماآلو. [ خ ُ ] ( اِ مرکب ) میوه ای است قرمزرنگ که مزه شیرین دارد و درخت گونه ای از آن در ساحل خزر تا 110 گز ارتفاع دیده شده و آنرا کلهو نامند و گونه دیگر که بر کلهو پیوند کنند میوه های درشت شیرین دهد. خرمای اَرْبه. خرمای اَربو. خرمای هندو. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( خرما آلو ) میوه ایست قرمز رنگ که مزه شیرین دارد و درخت گونه ای از آن در ساحل خزر تا ۱۱٠ گز ارتفاع دیده شده و آنرا کلهو نامند و گونه دیگر که بر کلهو پیوند کنند میوه های درشت شیرین دهد.

جمله سازی با خرما الو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرما از ابتدای تکون یا همان پیدایش تا زمان رسیدن هفت مرحله را پشت سر می‌گذارد.

💡 می رسند اهل سخن از قلم آخر به نوال خار این نخل محل است که خرما نشود

💡 بر مقتل ای کسایی برهان همی نمایی گر هم بر این بپایی بی‌خار گشت خرما

💡 و گفت: اگر جمله دنیا یک کس را بود زیانش را ندارد و اگر سرش شره یک دانه خرما کند زیانش دارد.

💡 زین شاخ بارد روز و شب نعمت بمردم بی طلب چونانکه بر مریم رطب از نخل خرما ریخته

💡 آن وقت که از ناف همی‌خورد تنت خون نی حلق و گلو بود و نه خرمای رطابی

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز