پژوهش حاضر به بررسی نقش محوری باورهای مذهبی در ارتقای سطح سلامت عمومی، بهویژه در میان جامعه دانشجویی، میپردازد. این مطالعه پیمایشی مقطعی با هدف سنجش میزان دینداری و تأثیر ابعاد مختلف آن بر سلامت روانی و جسمانی، بر روی نمونهای متشکل از ۴۰۰ دانشجو از رشتههای تحصیلی گوناگون شاغل به تحصیل در دانشگاه تبریز اجرا گردید. ابزار اصلی گردآوری دادهها، پرسشنامهای جامع بود که سلامت روان را از منظر ابعاد جسمی، اختلالات خواب و اضطراب، اختلال کارکردی، و افسردگی با استفاده از پرسشنامه سلامت روان ۲۸ گویهای گلدبرگ مورد ارزیابی قرار داد. نتایج توصیفی نشان داد که دانشجویان مورد مطالعه در ابعاد شناختی (اعتقادی) و عاطفی (تجربی) دینداری در سطح بالایی قرار دارند، در حالی که در بعد رفتاری (مناسکی) دینداری، در حد متوسطی ارزیابی شدند.
مرحله تحلیلی پژوهش با هدف تبیین رابطه میان ابعاد سهگانه دینداری (شناختی، رفتاری، و عاطفی) و مؤلفههای سلامت روان انجام شد. یافتههای کلیدی حاصل از آزمون تحلیل واریانس، ارتباط معناداری میان بعد اعتقادی و عاطفی (تجربی) دینداری با سلامت روانی دانشجویان تأیید کرد؛ به این معنا که هرچه باورها و تجارب عاطفی دینی قویتر باشد، سلامت روان دانشجویان بهبود مییابد. در تضاد با این یافته، ارتباط بین بعد رفتاری یا مناسکی دینداری و سلامت روانی، از نظر آماری معنادار تشخیص داده نشد. این نتایج بهصراحت نشان میدهد که جنبههای درونی و تجربهگرای مذهب، تأثیرگذارتر از اعمال و مناسک صرف در حفظ بهزیستی روانی هستند.
در نهایت، میتوان استنباط نمود که نیروی مقاومتبخش ایمان به خدا و باورهای دینی عمیق، در مواجهه با ناملایمات و سختیهای زندگی، عاملی بنیادین برای تحمل بهتر مشکلات و ایجاد آرامش پایدار در افراد است. نتیجهگیری نهایی پژوهش تصریح میکند که دانشجویانی که از ساختارها و عمق باورهای مذهبی قویتری برخوردارند، بهطور محسوسی از سطح سلامت روحی و جسمانی بالاتری نیز بهرهمند هستند. این یافته بر ضرورت توجه مراکز آموزش عالی به تقویت ابعاد اعتقادی و عاطفی دینداری در کنار خدمات استاندارد روانشناختی جهت ارتقای جامع سلامت دانشجویان تأکید میورزد.