بی ثباتی هیجانی
بیثباتی هیجانی، که در ادبیات روانشناختی با عنوان لابیل بودن هیجانات نیز شناخته میشود، به حالتی اشاره دارد که در آن، فرد دچار نوسانات شدید، سریع، و اغلب نامتناسب خلقی میشود. این اختلال صرفاً به معنای ابراز احساسات قوی نیست؛ بلکه ماهیت اصلی آن در تفاوت فاحش میان محرکهای محیطی و پاسخهای عاطفی فرد نهفته است. به عبارت دقیقتر، فرد در این وضعیت، نسبت به مسائل روزمره، واکنشی از نظر شدت، مدت یا کیفیت، نامناسب نشان میدهد؛ به گونهای که این واکنشها از یکپارچگی و ثبات لازم برخوردار نیستند. این بینظمی در تنظیم هیجانات، میتواند شامل تغییرات ناگهانی از شادی افراطی به اندوه عمیق یا برعکس، بدون زمینهی تحلیلی منطقی باشد.
یکی از بارزترین نمودهای این وضعیت، عدم تطابق آشکار بین حالت درونی فرد و بیان بیرونی اوست. به عنوان مثال، ممکن است فرد در مواجهه با موضوعی که ماهیت خندهدار یا طنزآمیز ندارد، به شکل غیرقابل کنترلی شروع به خندیدن نماید. همچنین، این بیثباتی به وضوح در موقعیتهایی که نیازمند مدیریت خشم، اندوه یا ناامیدی هستند، مشهود است؛ برای نمونه، بروز خندههای عصبی، نامتناسب با شرایط، یا عکسالعملهای اغراقآمیز در زمان احساس ناکامی یا خشم، از نشانههای بارز آن محسوب میشود. این پدیده نشاندهندهی اختلال در فرایندهای تنظیمکننده هیجان (Emotion Regulation) است که باعث میشود آستانهی برانگیختگی عاطفی به شدت کاهش یابد.
متضادها
ثبات هیجانی
فرهنگستان زبان و ادب
{emotional liability} [روان شناسی] حالتی که در آن، فرد نسبت به مسائل واکنش نامناسب نشان می دهد، مانند خندیدن به موضوعی که خنده دار نیست یا خندیدن در زمانی که فرد احساس ناکامی یا خشم دارد
جمله سازی با بی ثباتی هیجانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زنهار! روح شو، که به عالم، بقای روح مانند بی ثباتی اجسام ظاهر است
💡 نیست بر وی اعتماد بی ثباتی زانک او هر سر ماه آورد از ماه نو یا در رکاب
💡 ز دست بی ثباتی لاله در دل داغ ها دارد برای رفتن خود زاد ره بر دوش می آید