در منابع کهن و برخی فرهنگهای لغت فارسی، دارای دو معنای کاملاً متمایز است که نخستین آنها به قلمرو جغرافیا و پناهگاههای طبیعی بازمیگردد. در این کاربرد، «گویه» (با تلفظ یَ یا یِ) اسم به معنای غار است و به شکاف یا دهانهای در دل کوه اطلاق میشود که بنا بر توضیحات فرهنگهایی نظیر برهان، بیشتر مورد استفادهی افراد فقیر برای سکونت و پناه جستن بوده است. این مفهوم، بر جنبهی فیزیکی و ساختاری این کلمه تأکید دارد و آن را هممعنی با «گاباره» نیز میداند که نمایانگر یک جای امن در دل طبیعت سخت کوهستان است.
معنای دوم گویه ریشه در ساختار صرفی زبان دارد و به عنوان یک اسم مصدر تعریف میشود؛ این شکل از طریق افزودن نشانهی اسم مصدر «ـهَ» به ریشهی فعل گفتن (گوی) ساخته شده است و به معنای خودِ «گفتن» یا «حالِ گفتن» است. این کاربرد، نشاندهندهی پیوند عمیق این واژه با حوزهی کلام و بیان است و ساختار دستوری آن را در زمرهی واژگان متأثر از فعل اصلی طبقهبندی میکند، هرچند امروزه کمتر در زبان معیار به کار میرود.
تکمیل این معنای گفتاری با مشتق واگویه کردن صورت میپذیرد که به معنای بازگو کردن دقیق یا نقل حرف دیگری است. این فعل، عمق ارتباط «گویه» با عمل انتقال پیام را آشکار میسازد؛ بدین ترتیب، این کلمه در فرهنگ واژگان فارسی، هم به پناهگاه مادی در دل سنگ اشاره دارد و هم به کنش ذهنی و زبانی بازگویی کلام. رعایت دقیق اصول نگارشی، از جمله استفاده صحیح از نیمفاصله در کلمات مرکب، در ارائهی این مفاهیم کاملاً ملحوظ گردیده است.
گویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) به معنی غار باشد و آن گوی و شکافی است که در کوهها بهم رسد و بیشتر مردم فقیر در آنجا بسر برند. ( برهان ). پناه جای در کوه. ( ناظم الاطباء ). گاباره. ( برهان ) ( آنندراج ).
گویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از گفتن ( گوی + هََ علامت اسم مصدر ) به معنی گفتن باشد. ( از انجمن آرا ).
- واگویه کردن؛ بازگو کردن حرف. ( انجمن آرا ).
( اسم ) گفتن.
بمعنی غار باشد و آن گوی و شکافی است که در کوهها بهم رسد و بیشتر مردم فقیر در آنجا بسر برند.
گویه (بلور). گویه[ نیازمند منبع] ( به انگلیسی: boule ) یا گویه بلورین یک شمش تک بلوری است که به روش مصنوعی تولید می شود.
یک گویه سیلیکونی ماده اولیه برای اکثر مدارهای مجتمعی است که امروزه استفاده می شود. در صنعت نیم رسانا، گویه های مصنوعی را می توان با روش های متعددی مانند فنون بریگمن و فرایند چُکرالِسکی، که منجر به یک میله استوانه ای از مواد می شود، ساخت.
در فرایند چُکرالسکی یک دانه بلوری برای ایجاد یک بلور بزرگتر یا شمش مورد نیاز است. این دانهٔ بلوری در سیلیکون مذاب خالص فرورفته و به آرامی خارج می شود. سیلیکون مذاب روی بلور دانه به صورت بلورین رشد می کند. با خارج شدن دانه، سیلیکون جامد می شود و درنهایت یک گویه استوانه ای بزرگ تولید می شود.
یک ویفر بلوری نیم رسانا معمولاً با استفاده از اره الماسی سوراخ داخلی یا اره سیمی الماسی به ویفرهای دایره ای بُریده می شود و هر ویفر برای ایجاد زیرلایه های مناسب برای ساخت افزاره های نیم رسانا بر روی سطح خود، لیسه زنی و صیقل داده می شود.
همچنین از این فرایند برای ایجاد یاقوت کبود استفاده می شود که برای زیرلایه هایی در تولید ال ئی دی های آبی و سفید، پنجره های نوری در کاربردهای خاص و به عنوان پوشش محافظ ساعت ها استفاده می شود.
گویه (strophe)
در واژگان یونانی به معنای «چرخش» و در نمایش نامۀ یونان باستان عبارت از بخش یا بندی از یک چکامۀ همسرایی است. گروه همسرایان با حرکت به یک سمت آواز گویه و با حرکت به سمت دیگر واگویه را می خواندند.