آس کردن

مترادف‌ها

استراحت کردن، آرام گرفتن، آسودن

فرهنگ معین

( آس کردن ) (کَ دَ ) (مص م ) خُرد کردن، آسیا کردن، ساییدن.

جمله سازی با آس کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آس گردونم چو یک ارزن بود آس کردن خود چه کار من بود

💡 خود به یک ره بگو که بی‌کارست آس دندانش ز آس کردن جو

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران