فرهنگ معین
(دَ. کَ دَ ) (مص م. ) اسیر کردن.
(دَ. کَ دَ ) (مص م. ) اسیر کردن.
اسیر کردن.
💡 پس مرا در پیش کردند از نیاز تا که بگذاریم ما بروی نماز
💡 گلّۀ بوم در پیش کردند تا گرفتند و سختش آزردند
💡 حساب آرزوی خویش کردن به روی دیگران در پیش کردن
💡 اگر خواهی جهان در پیش کردن شکمواری نخواهی بیش خوردن