لغت نامه دهخدا
( آزار کردن ) آزار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آزردن.
( آزار کردن ) آزار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آزردن.
( آزار کردن ) ( مصدر ) آزردن آزار رسانیدن.
آزردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاردن از شغلی به نام «ناظر» یاد میکند که «در رشوهخواری و آزار کردن مردم چنان دلیرند که خلق سراسر ولایات از ستمگریهاشان دست بر آسمان دارند … برای گرفتن شغل ناظری از سر ناچاری باید هدایای زیاد و گرانبها به وزیران و خواجههای دربار و معشوقههای شاه و مخصوصاً به مادرش بدهند.