ازار کردن

مترادف‌ها

آزار دادن، اذیت کردن، رنجاندن، مزاحمت کردن

متضادها

آرام کردن، خوشحال کردن، تسکین دادن

لغت نامه دهخدا

( آزار کردن ) آزار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آزردن.

فرهنگ فارسی

( آزار کردن ) ( مصدر ) آزردن آزار رسانیدن.
آزردن

جمله سازی با ازار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاردن از شغلی به نام «ناظر» یاد می‌کند که «در رشوه‌خواری و آزار کردن مردم چنان دلیرند که خلق سراسر ولایات از ستمگریهاشان دست بر آسمان دارند … برای گرفتن شغل ناظری از سر ناچاری باید هدایای زیاد و گرانبها به وزیران و خواجه‌های دربار و معشوقه‌های شاه و مخصوصاً به مادرش بدهند.

💡 رفتار تند و بی‌ملاحظه برخی افراد در محیط کار می‌تواند باعث آزار کردن همکاران شود و در نهایت کیفیت همکاری‌های تیمی را به شدت کاهش دهد.

💡 هیچ‌کس اجازه ندارد با استفاده از کلمات توهین‌آمیز یا حرکات نامناسب، شروع به آزار کردن دیگران در فضای عمومی یا محیط‌های آموزشی و فرهنگی نماید.

💡 تلاش برای آزار کردن دیگران با هدف رسیدن به منافع شخصی، نشان‌دهنده ضعف اخلاقی و عدم بلوغ فکری فرد در تعاملات اجتماعی با سایر اعضای جامعه است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران