لغت نامه دهخدا
نمک حلالی. [ن َ م َ ح َ ] ( حامص مرکب ) وفاداری. صداقت. ( ناظم الاطباء ). نمک به حلال بودن. مقابل نمک حرامی و نمک به حرامی.
نمک حلالی. [ن َ م َ ح َ ] ( حامص مرکب ) وفاداری. صداقت. ( ناظم الاطباء ). نمک به حلال بودن. مقابل نمک حرامی و نمک به حرامی.
وفاداری ٠ صداقت ٠ نمک بحلال بودن ٠ مقابل نمک حرامی و نمک بحرامی ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو رادیکال قبل از شروع یک زنجیره با هم مجددا ترکیب میشوند (شکل 4). این در داخل قفس حلال رخ میدهد، به این معنی که هنوز هیچ حلالی بین رادیکالهای جدید قرار نگرفته است.
💡 خون ما سخت برو جست دم تیغش را زخم، برخیز و حلالی طلب از قاتل ما
💡 می حلال است بکیش من و تزویر حرام که بهر کیش حلالی و حرامی دگر است
💡 به خوردن دل خود همچو ماه قانع شو که در بساط فلک، روزی حلالی نیست
💡 برای جداسازی رادیو ایزوتوپهای مشخص و مورد نظر میتوان از تکنیکهای جداسازی شیمیایی مثل رسوب سازی، استخراج حلالی، تبادل یونی، الکترولیز، تقطیر، کروماتوگرافی و… استفاده کرد.
💡 اسماعیل حلالی (زاده ۲۲ مرداد ۱۳۵۲ تبریز) بازیکن سابق و مربی فوتبال اهل ایران است.