روحی رنبیرپوری
لغت نامه دهخدا
روحی رنبیرپوری. [ ی ِ رَم ْ ] ( اِخ ) رجوع به روحی زنبیرپوری شود.
جمله سازی با روحی رنبیرپوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر جا که سبک روحی و آزاده نهادی ست زین پس چو گل و سرو سوی باغ گراید
💡 تو هم چو روحی و من همچو قالب بیجان بمانده بی تو و جز با تو نیستم نفسی
💡 همچون لب خود مدام جان میپرور ز آن راح که روحی است بدن پرورده
💡 چون خلق در مقام سبک روحی آردش در زیر پای او نبود مور در عذاب
💡 بدن یک پیرهن روحی میان ز آب خضر موجی قد نظاره مشتاقی پر از خمیازه آغوشی