چرخ شکنجه

لغت نامه دهخدا

چرخ شکنجه. [ چ َ خ ِ ش ِ ک َ ج َ / ج ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دستگاهی مخصوص شکنجه دادن و عذاب کردن.

فرهنگ فارسی

دستگاهی مخصوص شکنجه دادن و غذاب کردن ٠

جمله سازی با چرخ شکنجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای جوهرش ایام گر شکنجه نکرد برای چیست همه تن کبود آیینه

💡 شکر ز خجلت لبهاش با هزار شکنجه ز نیشکر چو نهد پا برون به تنگ درآید

💡 بس شکنجه کرد عشقش بر زمین خود چرا دارد ز اول عشق کین؟

💡 به شرمساری انگار عاشقی چکنم اگر شکنجه زلفت ز من کشد اقرار

💡 جهان به مجلس مستان بی خرد ماند که در شکنجه بود هر کسی که هشیارست