نیک ستون

لغت نامه دهخدا

نیک ستون.[ س ُ ] ( ص مرکب ) استوار. قائم: مثل سلطان چون خیمه محکم نیک ستون است. ( تاریخ بیهقی ص 386 ).

فرهنگ فارسی

استوار. قائم

جمله سازی با نیک ستون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نقش شیرین بی ستون را جان درآرد در بدن گر نماید کوهکن در کوهسار آئینه را

💡 زه و دست سوفار چون هم گرفت ستون چپ و راستش خم گرفت

💡 تو خود گویی ستون دین نماز است عمارت بی ستون سست است و بی پاست

💡 ستون این سرایی ز در برون چرایی سرا که بی‌ستون شد نه پست گشت ویران

💡 خرم آنکسکه چون ستون همه گاه بسته باشد میان بخدمت شاه

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز