لغت نامه دهخدا
علی حواری. [ ع َ ی ِ ح ِ ] ( اِخ ) ابن عثمان حواری خلیلی، ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی خلیلی شود.
علی حواری. [ ع َ ی ِ ح ِ ] ( اِخ ) ابن عثمان حواری خلیلی، ملقّب به علاءالدین. رجوع به علی خلیلی شود.
ابن عثمان حواری خلیلی ملقب به علائ الدین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارمنستان نخستین کشوری بود که در اوایل قرن چهارم میلادی، مسیحیت را به عنوان دین رسمی خود پذیرفت و کلیسای آن، «کلیسای حواری ارمنی» کاملاً خودمختار و متفاوت با کلیساهای دیگر در جهان است.
💡 بوالحکم گو باش منکر یاور احمد خداست عیسویت نیست از مشت حواری داشتن
💡 توما حواری، که گاهی تومای شکاک ویا دوقلو نیز شناخته میشد.
💡 وآنجا که دخلکی نیست آری خلاف اگرچه فرمان عفو بخشند بر عیسی و حواری
💡 این صومعه نقش ارزشمندی نه فقط برای ارمنستان بلکه برای کل جهان مسیحیت ایفا نمودهاست. انگشت کوچک (زیزرن) پطرس حواری در این صومعه نگهداری شدهاست و نام زیزرناوانک از همینجا منشأ گرفتهاست.
💡 و حواریان فرا عیسی (ع) گفتند، «سبب چیست که تو بر آب می روی و ما نمی توانیم؟» گفت، «قدر زر و سیم اندر دل شما چگونه است؟» گفتند، «نیکو»، گفت، «نزدیک من با خاک برابر است».