لغت نامه دهخدا
شمرطول. [ ش َ م َ ] ( ع ص ) شَمَرطَل. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به شمرطل شود.
شمرطول. [ ش َ م َ ] ( ع ص ) شَمَرطَل. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به شمرطل شود.
شمر طل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای شده با قدر تو گردون زمین وی شده با دست تو دریا شمر
💡 گرم بشعر کسی همسری تواند کرد هر آن سخن که شنیدی ز من دروغ شمر
💡 گفتم که هست پیش دلش بدر چون سها گفتاکه بحر باکف او هست چون شمر
💡 غنیمت شمر گر چو حیلت گران ز خود بگذرانی شرابی گران
💡 بباد رفته شمر چون حباب خانه باد خراب ساخته کز آنچه می کنی معمور
💡 خفتگان را نه تماشای نهان میبخشی تو مرا خفته شمر حاضر و بیدار مگیر