لغت نامه دهخدا
رشدبن سعد. [ رُ دِ ن ِ س َ ] ( اِخ ) یا رشدبن سعد مصری، مکنی به ابوالحجاج. تابعی است. ( یادداشت مؤلف ).
رشدبن سعد. [ رُ دِ ن ِ س َ ] ( اِخ ) یا رشدبن سعد مصری، مکنی به ابوالحجاج. تابعی است. ( یادداشت مؤلف ).
یا رشد بن سعد مصری مکنی به ابو الحجاج تابعی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سعد الاحمد (عربی: سَعْد أَحمَد؛ زادهٔ ۱۰ اوت ۱۹۸۹) بازیکن فوتبال اهل سوریه است.
💡 همچنين از قول هشام بن سعد، از زيد بن اسلم، از پدرش آورده است كه عمر گفت:
💡 میان خواب و بیداری توانی فرق کرد آنگه که چون سعدی به تنهایی شب دیجور بنشینی
💡 گفتم که تا نتیجهٔ چرخ است سعد و نحس گفتا که تا ذخیرهٔ دهرست نفع و ضَرّ
💡 دانم که فارغی تو از حال و درد سعدی کاو را در انتظارت خون شد دو دیده باری