لغت نامه دهخدا
خبز رومی. [ خ ُ زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بقسماط. بقسمات. کعک. بشماط. بسماط. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خبز رومی. [ خ ُ زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بقسماط. بقسمات. کعک. بشماط. بسماط. ( یادداشت بخط مؤلف ).
بقسماط بقسمات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگرفت از برای دل کینه توز را زنگی شب ولایت رومی روز را
💡 زبان بورگوندی زبانی هندواروپایی از شاخه زبانهای رومی است که در کشور فرانسه حدود دوهزار تن گویشور دارد.این زبان شاخه ای از زبانهای اوییل است.این زبان در منطقه بورگوین فرانسه رایج می باشد.
💡 به دریا کنارش به دو نیم کرد دل رومیان را پُر از بیم کرد
💡 جهان بستد از بت پرستان هند به تیغی که دارد چو رومی پرند
💡 چنین تا به مقدار هفتاد مرد به تیغ آمد از رومیان در نبرد
💡 مردم محلی در قرنهای پسین از این بنا به عنوان دروازهای برای این شهر تاریخی رومی بهرهبردند.