بید سرنگون

لغت نامه دهخدا

بید سرنگون. [ دِ س َ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بید مجنون. بید موله. رجوع به بید و بید مجنون شود.

فرهنگ فارسی

بید مجنون ٠

جمله سازی با بید سرنگون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر خیال قامتت اندر سر سرو اوفتد سرنگون همچون خیال خود فتد و در جوی خویش

💡 نه ازچرخ برین برتر رود روز که او هم سرنگون آمد شب و روز

💡 قبل از حمله به هانگژو، ایالات متحده موشک‌ها و پهپادهای حوثی را بر فراز دریای سرخ سرنگون کرده بود و کشتی‌های نیروی دریایی خود را برای حفاظت از خطوط کشتیرانی دریای سرخ مستقر کرده بود، اما مستقیماً با حوثی‌ها درگیر نشده بود.

💡 ز هدهد بلبل عاشق زبون شد ز عشق گل به یک ره سرنگون شد

💡 او این پرسمان را دربارهٔ چرایی سرنگونی امپراتوری روم غربی و کاهش توان امپراتوری شرقی در سده‌های ۴ تا ۵ آغاز کرد.

💡 حکومتِ طولانی‌مدتِ سرهنگ قذافی از کودتای ۱۹۶۹ میلادی تا سرنگونی در نتیجهٔ انقلاب لیبی در سال ۲۰۱۱، یکی از طولانی‌ترین دوره‌های زمامداری در طولِ تاریخ بود.