اجری خوار
لغت نامه دهخدا
اجری خوار. [ اِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) راتبه خوار. مُوظّف:
به این دونان که اجری خوار دهرند
فروناید سر، ارباب هِمم را.شفائی.و گاه در شعر بتخفیف جری خوار آید:
مهمان و جری خوار قصر اویند
هم قیصر و هم امیر دیلم [ کذا ].ناصرخسرو.اجری خوار، ضدّ چته و باشی بوزوق و سرآزاد و چریک:
نه سرآزادم و نه اجری خوار
پس نه از لشکرم نه از حشرم.مسعودسعد.
فرهنگ عمید
کسی که مقرری دریافت می کند، اجری خور، جیره خور، راتبه خور.
فرهنگ فارسی
( اسم ) راتبه خوار موظف.
جمله سازی با اجری خوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هستند ابر و دریا بخشنده بر خلایق گویی همی ستانند از جود شاه اجری
💡 ز من کم مکن نعمت مهر او را که در هر دو عالم مرا این بس اجری
💡 و اما هر کس که ایمان آورد و کارهای شایسته کند، اجری نیکو دارد؛ و دربارهٔ او فرمانهای آسان خواهیم راند. (۸۸)
💡 ستم از غمزه میاموز که در مذهبِ عشق هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
💡 پل اجری کنونی دارای دو دهنه بزرگ اصلی و دو دهنه کوچکتر است که بهطور متناوب (یک در میان) ساخت شدهاست.