جری خوار

لغت نامه دهخدا

جری خوار. [ ج َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) وظیفه خوار. راتبه بگیر. شهریه بگیر:
مهمان و جری خوار قصر اویند
هم قیصر و هم امیر دیلم.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

وظیفه خوار راتبه بگیر شهریه بگیر

جمله سازی با جری خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ره درد و غمش خوار صفت می‌گردیم دید و دانست ولی قصهٔ ما سهل انگاشت

💡 (بـارالهـا دوسـت بـدار هـر كه على را دوست دارد، و دشمنبدار هر كه على را دشمن دارد، و يارى كن هر كه على را يارى مى كند،و خوار و تنها گذارهر كه على را خوار و تنها گذارد.

💡 هرکه بخشم مبتلا راست چو مار می‌شود وآن که اسیر حرص شد خوار چو مور می‌رود

💡 واگر ما آنان را قبل از (آمدن پيامبر ونزول قرآن ) با عذابى هلاك مى كرديم، مى گفتند: پروردگارا! چرا پيامبرى براى ما نفرستادى تا ما از آيات تو پيروى كنيم، پيش از آنكه ذليل و خوار شويم.

💡 هيچ عزيزى حق واننهاد مگر آنكه خوار شد، و هيچ خوارى اقامه حق نكرد مگر آنكه عزيز شد.

💡 زین نیز عجب‌تر که ز بی قدری و خواری نزدیک همه خلق چو ترسا و جهودند.

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز