لغت نامه دهخدا
کمین سازی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی کمین ساز:
اجل بر جان کمین سازی نموده
قیامت را یکی بازی نموده.نظامی.و رجوع به کمین ساز شود.
کمین سازی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی کمین ساز:
اجل بر جان کمین سازی نموده
قیامت را یکی بازی نموده.نظامی.و رجوع به کمین ساز شود.
حالت و چگونگی کمین ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از شبیخون و کمین ننگ آید او را روز جنگ دوست دارد جنگ لیکن بی شبیخون و کمین
💡 که او را دل ز ما هر سه به کین است به کین ما چو شیر اندر کمین است
💡 هزار گرگ هوس در کمین عصمت توست چه وقت رفتن صحرا و سیر و صحبت توست؟
💡 چشم سیاه خود نگر هیچ ندیدهای اگر مست کمین گشاده را، ترک کمان کشیده را
💡 این روستا در دهستان کمین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۶۵ نفر (۱۲۳خانوار) بودهاست.
💡 در ۱۷ اکتبر ۱۸۰۶، امپراتور دسالین توسط رفقای سابقش الکساندر پیتون، ژان پیر بویر، آندره ریگو و برونو بلانشه در کمین افتاد و در شمال پورتو پرنس به ضرب گلوله کشته شد. سپس جسد او را به شهر آوردند و در آنجا توسط جمعیت سنگسار و مثله شد.