لغت نامه دهخدا
غنچه خوابیدن. [ غ ُ چ َ / چ ِ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) بمعنی غنچه خسپیدن. ( آنندراج ). رجوع به غنچه خسپیدن شود:
راحت دنیا حجاب دیده بیدار نیست
بر بساط گل چو شبنم غنچه میخوابیم ما.صائب ( از بهار عجم ) ( آنندراج ).
غنچه خوابیدن. [ غ ُ چ َ / چ ِ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) بمعنی غنچه خسپیدن. ( آنندراج ). رجوع به غنچه خسپیدن شود:
راحت دنیا حجاب دیده بیدار نیست
بر بساط گل چو شبنم غنچه میخوابیم ما.صائب ( از بهار عجم ) ( آنندراج ).
( مصدر ) خفتن کسی در حالیکه دست و پای خود را جمع کرده باشد ( در وقت تامل و تفکر )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانهها متعلق به زنان خانواده است که در آنجا زندگی میکنند و از مادر به دختر منتقل میشوند. شوهرها فقط در خانه تحت شرایط خاصی تحمل میشوند و برای خوابیدن به خانه خواهرشان برمی گردند. [
💡 با وجودی که اکنون بررسی خواب و پدیدههای مرتبط به آن امکانپذیر گشتهاست امّا همه پژوهشگران بر سر این که «چرا ما میخوابیم» اتفاق نظر ندارند. چند نظریه مختلف برای توضیح ضرورت خوابیدن و نیز عملکردها و هدفهای آن ارائه شدهاست.
💡 از فیلمهایی که در آن نقش داشته است، میتوان به شیطان از آکاساوا آمد، خوابیدن یا نخوابیدن، او با شور و هیجان کشت، نبرد برای رم و لزبینهای خونآشام اشاره کرد.
💡 افراد مبتلا به دیاسپیدی ممکن است بجای این که خود را مجبور کنند تا از یک برنامه کاری معمولی ۹ صبح تا ۵ عصر پیروی کنند، کیفیت زندگی خود را با انتخاب شغلهایی که به آنها امکان خوابیدن تا دیر وقت را میدهد، بهبود بخشند..
💡 داماد تا قبل از شب زفاف فقط در مناسبتهای خاص و از جمله شب چله مجاز به خوابیدن با نامزدش بوده است که به آن نامزد بازی میگفتند.