لغت نامه دهخدا
علی نظاری. [ ع َ ی ِ ن َظْ ظا] ( اِخ ) ابن عبدالرحمان بن محمد نظاری. امیر «بعدان »در یمن. او قلعه ای بنام «جب » داشت که ارتفاع آن مشهور بود. در هنگام فرمانروایی محمودپاشا بر یمن که جباری سرسخت بود، با این علی نظاری از در دشمنی درآمد و در سال 969 هَ. ق. مدت هشت ماه قلعه او را محاصره کرد و این محاصره به صلح انجامید به این شرط که «سنجق » ازآن علی نظاری گردد. و محمودپاشا بر این قرارداد سوگند خورد. اما چون علی نظاری با دویست تن از همراهان خویش از قلعه خارج شد محمودپاشا همگی آنان را به قتل رسانید و داخل قلعه گشت و تمام ساکنان آنجا را نیز هلاک کرد. ( از الاعلام زرکلی از السنا الباهر ).