حلال بائی
مترادفها
حلال بودن، مشروعیت
متضادها
حرام
لغت نامه دهخدا
حلال بائی. [ ح َ ] ( حامص مرکب )حلال بائی طلبیدن. از حلال با، مخفف حلال باد و حلال باشد و یاء نسبت که چون آخر کلمه الف است یعنی آخر حلال بابجا «ی »، «ئی » آورده است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
حلال بائی طلبیدن
جمله سازی با حلال بائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 4 در آنچه مى خوريد، دو اصل مهم را فراموش نكنيد: الف: حلال بودن. ب: طيّب و پاكيزه بودن. (كلوا من الطيّبات )
💡 با غیر باده می خوری ای مه چه میکنی! خونی که خوردهای نکنم گر حلال تو
💡 eluotropic series لیستی از حلالهایی است که بر اساس قدرت شویندگی شان رتبهبندی شدهاند.
💡 ارباب حرص اهل طعم را خورد به چشم باشد حلال خون گدایان بخیل را
💡 گفتم « همین سیاست میکن حلال بادت صد گونه دفع میده میکُش مرا به هجران »
💡 بتوان گذشت از سر صد معنی بلند از خون دزد لفظ گذشتن حلال نیست