حرف مزید

لغت نامه دهخدا

حرف مزید. [ ح َ ف ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آخرین حرف قافیه است. شمس قیس گوید: آن است که حرف خروج بدان پیوندد و آنرا از بهر آن مزید خواندند که اقصی غایت حروف قافیت در اشعار تازی حرف خروج است و چون در قوافی عجم حرفی بر آن زیادت شود آنرا مزید خوانند. ( المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 202 ).

فرهنگ فارسی

آخرین حرف قافیه است

جمله سازی با حرف مزید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون شهدخورده کاو ز حلاوت بنان مزد هر کاو چشید طعم بیانش بنان مزید

💡 چون شکوفه ریخت میوه شد پدید چونک آن کم شد، شد این اندر مزید

💡 نعمت او بی زوال معدلتش بر مزید مملکتش بر دوام سلطنتش پایدار

💡 ظهور ترکان نیز مزید بر علت شد و خلافت قائم نیز تجدید دوبارهٔ قسمتی از قدرت خلفا در عراق را به دنبال داشت.

💡 جنگ‌های طولانی مدت با اسپانیا و ایتالیا، شیوع طاعون و کشمکش‌های کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها نیز مزید بر علت شد و دشواریهای فراوانی را در سده‌های چهاردهم و پانزدهم برای فرانسوی‌ها رقم زدند.

💡 روحانیون به دلایل مذهبی با جمهوری مخالف بودند؛ زیرا آن‌ها جمهوری را با بی‌دینی برابر می‌دانستند. چنین شبهه‌ای زمانی در اندیشه روحانیون ایجاد شد که در کشور همسایه (ترکیه) رژیم جمهوری با جلوه‌های ضددینی برقرارگردید. دراین‌میان سیلی‌خوردن مدرس نیز مزید بر علت شد.

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز