حروف قافیت

لغت نامه دهخدا

حروف قافیت. [ ح ُ ف ِ قا ی َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حرفهائی که ممکن است در کلمه قافیه شعر فارسی واقع شوند. و آنها نه حرفند و هریک را نامی است بدین ترتیب: حرف رَوی، حرف ردف، حرف قید، حرف تأسیس، حرف دخیل، حرف وصل، حرف خروج، حرف مزید، حرف نایر. رجوع به هریک از این کلمات و المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 153 شود.

فرهنگ فارسی

حرفهائی که ممکن است در کلمه قافیه شعر فارسی واقع شوند

جمله سازی با حروف قافیت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این شعر داشت قافیتی مغلق آنچنانک بر بستمش که کس نتواند ز مغلقی

💡 خرقه بپوشم به همین قافیت قافیت اول یعنی که برد

💡 معنی او چو ریسمان باریک قافیت همچو چشم سوزن تنگ

💡 در شعر چون بنام تو بندند قافیت فارغ شود سخن ز مجازات و استعار

💡 چون لنگر بیت خویشتن لنگ معنی‌ش فراخ و قافیت تنگ

💡 نه من از معنی شعر دگران آرم نه مرا قافیت و لفظ معار آید

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز