اسود سالخ

لغت نامه دهخدا

اسود سالخ. [ اَ وَ دِ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مار سیاه. ( ذخیره خوارزمشاهی ). حیةالسودا است که بفارسی مار سیاه گویند و نوعی از مار است و او را سالخ از آن جهت گویند که در سال چند مرتبه پوست می افکند و هر حیوانی را که بگزد در ساعت هلاک شود. ( برهان ). مار نر سیاه. یقال اسود سالخ علی الوصف و کذا اسودان سالخ و اساود سالخة و سوالخ و سلخ و سلخة لانه یسلخ جلده کل عام و الانثی اسودة و لاتوصف بسالخة. ( منتهی الارب ). و رجوع به اسود شود. || در سه نسخه مهذب الاسماءآمده: اسود سالخ؛ کنگر نر، اسودة ماده. ج، اساود.

فرهنگ فارسی

مار سیاه حیه السودا است که بفارسی مار سیاه گویند و نوعی از مار است و او را سالخ از آن جهت گویند که در سالی چند مرتبه پوست می افکند و هر حیوانی را که بگزد در ساعت هلاک شود.

جمله سازی با اسود سالخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اُمّ هيثم؛ دختر اسود نخعى درخواست كرد كه جسد ابن ملجم را به او بسپارند تا اوسوزاندنش را به عهده بگيرد، امام حسن (عليه السلام ) جسد ابن ملجم را به او سپرد و اوآن جسد پليد را در آتش سوزاند.

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز