لغت نامه دهخدا
اسودان. [ اَ وَ ] ( ع اِ ) تثنیه اسود. || خرما و آب. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). || مار و کژدم. ( منتهی الارب ). مار و عقرب. || شب و سنگ سیاه. ( مهذب الاسماء ).
اسودان. [ اَ وَ ] ( ع اِ ) تثنیه اسود. || خرما و آب. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). || مار و کژدم. ( منتهی الارب ). مار و عقرب. || شب و سنگ سیاه. ( مهذب الاسماء ).
[ویکی فقه] اَسودان: مار و عقرب/ خرما و کشمش.
از واژه فوق به معنای نخست به مناسبت در باب صلات سخن رفته است.
← حکم فقهی
اسودان به معنای دوم در باب صوم آمده است.
← حکم فقهی
۱. ↑ العروةالوثقی ۱/ ۷۲۳ ۲. ↑ تذکرة الفقهاء ۳/ ۲۸۸
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمران با اسودان آمیختند آبروی دودمانی ریختند