دعا و نیایش از بنیادیترین جلوههای ارتباط انسان با مبدأ هستی در آموزههای دینی به شمار میآید. حقتعالی انسان را به گونهای آفریده است که از آغاز آفرینش، در جستوجوی معبود و کمال مطلق باشد؛ جستوجویی که ریشه در فطرت الهی او دارد و وی را به سوی عشقورزی با معشوق حقیقی سوق میدهد. انسان در پرتو این پیوند عاشقانه و آگاهانه با خداوند، به آرامش درونی، تعادل روحی و معنابخشی به زندگی دست مییابد و دعا در این مسیر، نقشی اساسی و تعیینکننده ایفا میکند.
با نگاهی تطبیقی به ادیان آسمانی همچون اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشت و نیز ادیان غیرآسمانی و حتی باورهای دینی بدوی، روشن میشود که دعا، نیایش، اوراد و اذکار همواره جایگاهی محوری در حیات عبادی پیروان این ادیان داشته است. هر یک از این سنتهای دینی، شیوهها و الفاظ خاصی برای نیایش در نظر گرفتهاند تا انسان از طریق آنها بتواند با معبود خویش ارتباط برقرار کند. در این میان، دین اسلام بیش از دیگر ادیان آسمانی به دعا و نیایش اهمیت داده و آن را نهتنها ابزار درخواست، بلکه وسیلهای برای تقرب، تهذیب نفس و رشد معنوی انسان معرفی کرده است.
از منظر آموزههای اسلامی، دعا و نیایش تنها به عالم انسان محدود نمیشود، بلکه سراسر هستی را دربرمیگیرد. قرآن کریم و روایات معصومان علیهمالسلام بر این حقیقت تأکید دارند که همه موجودات، اعم از نباتات و جمادات، به نوعی در حال تسبیح و تنزیه پروردگارند. این تسبیح و نیایش عمومی، نشاندهنده حیات و شعور متناسب با مرتبه وجودی هر موجود است و بیانگر آن است که دعا، حقیقتی فراگیر و جاری در تمامی اجزای عالم هستی است که انسان نیز به عنوان برترین مخلوق، آگاهانه و اختیاری در آن مشارکت میجوید.