گرزه ٔ گاوسار

لغت نامه دهخدا

گرزه گاوسار. [ گ ُ زَ / زِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گرزه گاوچهر است که عمود فریدون باشد. ( برهان ). گرزه گاوپیکر است. ( جهانگیری ):
نشست از بر تخت گوهرنگار
ابا تاج و با گرزه گاوسار.فردوسی.کمر بستن و رفتن شاهوار
به چنگ اندرون گرزه گاوسار.فردوسی.همیرفت [ گشتاسب ] با گرزه گاوسار
چو سرو بلند از لب جویبار.فردوسی.رجوع به گرزه گاوچهر و گرزه گاورنگ و گرزه گاوپیکر و گرزه گاوروی و گرزه گاوسر و گرزه گاومیش شود.

جمله سازی با گرزه ٔ گاوسار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به هیجا دشمنت گر شیر زور است علاجش زخم گرز گاوسار است

💡 آن گرز گاوسارت باری مساعدست اندر مصاف یاری آن گاوسار کن

💡 چو نزدیک شد گرزه گاوسار فرو برد در زین یل نامدار

💡 چه دید آن چنان پاس پرهیزگار بزد دست بر گرزه گاوسار

💡 برانگیخت شبرنگ را شهریار به دست اندرون گرزه گاوسار

💡 همی گشت با گرزهٔ گاوسار چو سرو بلند از بر کوهسار

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز