لغت نامه دهخدا
گرامی کرت. [ گ ِ ک َ ] ( اِخ ) پسر جاماسب است. ( یشتها پورداود ج 2 ص 87 ). رجوع به گرامی شود.
گرامی کرت. [ گ ِ ک َ ] ( اِخ ) پسر جاماسب است. ( یشتها پورداود ج 2 ص 87 ). رجوع به گرامی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آن امید که روزی وصال دریابم گذشت عمر گرامی بجستجوی توام
💡 بدانش نگر دور باش از گناه که دانش گرامیتر از تاج و گاه
💡 راه یاران گرامی هست نیست جاودان می رو در این ره مردوار
💡 ترنسها و حامیان حقوق تراجنسی در میدان ترافالگار لندن دور هم جمع شدند تا یاد و خاطره لیلاه را گرامی بدارند
💡 همچنین کمپانیهای دیگری نظیر آل الیت رسلینگ و ایمپکت رسلینگ در پیامهایی درگذشت او را تسلیت گفتند. در شوی آل این، تماشاگران یاد او را گرامی داشتند.