لغت نامه دهخدا
( کوهه آویز ) کوهه آویز. [ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) حلقه و یا دوالی که بر زین نصب کرده و گرز را بدان می بندند. ( ناظم الاطباء ).
( کوهه آویز ) کوهه آویز. [ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) حلقه و یا دوالی که بر زین نصب کرده و گرز را بدان می بندند. ( ناظم الاطباء ).
( کوهه آویز ) حلقه و یا دوالی که بر زمین نصب کرده و گرز را بدان می بندند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گردن شیر فلک را بسته از خم کمند کوهه گاو زمین را خسته از نوک سنان
💡 بدو زد یکی نعره ی جانگزای ربودش براز کوهه ی بادپای
💡 زبس پیش و پس- خیمه شد –استوار زمین گشت چون کوهه ی کوهسار
💡 ودیگر همین باره ی راهوار که بر کوهه ی آنم اکنون سوار
💡 چه مانی؟برانگیز توسن زجای نگون سازش از کوهه ی باد پای
💡 نهادند بر کوهه پیل تخت به بار آمد آن خسروانی درخت